الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )

29

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )

كرده باشد [ خوشبين نيستند ] و آن را عيب و نقصى بر او مىشمرند . بنابراين جايز دانستن ارتكاب گناهان كبيره پيش از نبوت ، كم‌اثرتر از جايز دانستن آن در حال نبوت نيست و تأثير كمترى از نظر بازداشتن و دور كردن مردم از پذيرش دعوت ايشان ندارد . گرچه تأثير يكى بيش از ديگرى باشد . آيا چنين اعتقاد ندارى كه اگر پرده‌درى و بىشرمى در كسى ديده و تكرار و غور در آن از او مشاهده شود بىشك بيزاركننده و رمانندهء مردم از پذيرش دعوت اوست ؟ و اندكى از آن هم كه به ندرت انجام شده نيز چنين تأثيرى ، گرچه كمتر ، دارد ؟ و اين اندك گرچه از نظر تأثير سوء و دور كردن مردم از پذيرش حق ضعيف‌تر است امّا آن را از اين باب خارج نمىكند و به‌خودىخود همان اثر را دارد ؟ و اگر گفته شود : از كجا [ و به چه استدلال ] معتقديد كه ارتكاب گناه صغيره بر پيامبران ، قبل و پس از رسيدن به مقام نبوت جايز نيست ؟ [ در پاسخ ] مىگوييم : با [ اندكى ] تأمّل ، روش ، در نفى صغيره و در دو حالت ، همان روش نفى كبيره است . زيرا چنان‌كه مىدانيم اطمينان و آرامش روحى ما نسبت به كسى كه مجاز بوده است كبيره‌اى را پيش از نبوت مرتكب شده باشد اگرچه از آن توبه نموده و ديگر مستحق نكوهش يا عقابى نيست ، مانند آرامش روحى حاصل نسبت به كسى كه چنين چيزى ( ارتكاب كبيره ) براى او جايز بوده است ، نمىباشد . و بدين ترتيب ، اعتقاد ما نسبت به پيامبرى كه ارتكاب صغيره براى او جايز نبوده است ، صغيره‌اى كه مقدمه‌اى براى انجام زشتيها در پيش يا پس از نبوت است ، اگرچه بر او بخشيده باشند ، مانند اعتماد و اطمينان به پيامبرى كه چنين چيزى براى او جايز نبوده است ، نمىباشد . و اينكه كسى در جايز دانستن ارتكاب صغيره بر پيامبران به عدم توبيخ و عذاب الهى ايشان [ از سوى خداوند ] استدلال كند نيز [ مورد پذيرش نبوده ] و قابل اعتبار نمىباشد زيرا به هر دو صورت [ مجازات در برابر گناه يا عفو آن ] اثر وضعى دور كردن و رماندن مردم از پذيرش دعوت ايشان وجود دارد . آيا چنين نيست كه بسيارى از به خود باليدنها ، منزجركننده بوده و هيچ نكوهش و عقابى هم در پى ندارد ؟ و بسيارى از خصلتهاى روحى يا رفتارها منزجركننده و رماننده‌اند . امّا از مقولهء نكوهش و توبيخ خارج مىباشند ؟ ضمن آن‌كه اين سخن ( تجويز صغيره ) ايجاب مىكند كه ارتكاب كبيره در پيش از پيامبرى جايز باشد زيرا توبه و دست برداشتن از گناه ، نكوهش و عقاب را از بين مىبرد و اين‌دو ، عامل بازداشتن مردم از ايمان آوردن شمرده شده بودند . و اگر گفته شود : ارتكاب صغيره چگونه مىتواند مانع مردم در پذيرش دعوت باشد در حالى كه